۱۳۹۰ شهریور ۲۴, پنجشنبه

مهمترین کاری که ایرانیان مقیم آمریکا قبل از سفر ا.ن به نیویورک باید انجام دهند

مهمترین کاری که ایرانیان مقیم آمریکا باید قبل از هفتمین سفر ا.ن به نیویورک و مصاحبه های فراوان او با شبکه های مختلف خبری آمریکا انجام دهند، جمع آوری اسناد و مدارک از دروغ ها، نقض فراوان حقوق بشر و خیانت های نظام و ارایه آن ها به تمام شبکه های خبری است تا مصاحبه کنندگان به اهمیت طرح سوال های مهم ترغیب شوند.
متاسفانه در 6 سال گذشته شاهد بوده ایم که ا.ن از ناآگاهی اکثر مصاحبه کنندگان نسبت به نقض فراوان حقوق بشر در ایران استفاده کرده و گفتگو را به سمت انرژی هسته ای و دیگر مسایل کم اهمیت سوق داده و از کنار مسایل مهم با ترفندهای گوناگون عبور کرده است.

اگر ایرانیان فعال بجنبند، میتوان حسابی آبروی او را در شبکه های جهانی برد و چهره واقعی او را نشان داد.

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

اگر ناصر خان سیگار نمیکشید الان در میان ما بود

به همه بگوییم که اگر ناصر خان سیگار نمیکشید الان در میان ما بود। این حقیقت شاید عده ای را از مرگ نجات دهد.

۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

به نظرم سپاه دارد به مبارک مشاوره ميدهد

رفتار دولت حسني مبارک در برخورد با مخالفان خيلي شبيه به سپاه (هر چند خيلي آرامتر) است. بستن اينترنت و اس ام اس، بستن اکثر خبرگزاريها، استفاده از لباس شخصي ها،‌ خشونت پليس، و امروز راه اندازي طرفداران مبارک با چوب و چماق و حمله به مخالفان مبارک. به نظر ميرسد که حسني مبارک از تعدادي از مشاوران سپاه که تجربه برخورد با جنبش سبز را دارند استفاده ميکند. شما اين چنين فکر نميکنيد؟

چرا در تهران امکان برگزاري تظاهراتي مانند قاهره نبوده و نيست!



از آغاز تظاهرات مردم در مصر و مشاهده موفقيتهاي گام به گام آن، حسرت ميخوريم که چرا سال پيش کوتاه آمديم و نتوانستيم جنبش سبز را به حداقل اهدافش که همانا برگزاري مجدد انتخابات با ناظر بين المللي بود برسانيم. اين در حالي است که تعداد تظاهر کننده در روز بيست و پنج خرداد و روزهاي بس از آن چندين و چند برابر تعداد تظاهر کنندگان مصر بود. گفته ميشود که ما بايد در خيابانها حتا در شبها آنقدر ميمانديم تا به نتيجه ميرسيديم و رهبران را به خاطر کوتاه آمدن ملامت ميکنند. يا آنکه چرا رهبران به دنبال اخذ مجوز براي راهپيمايي بودند که هيچگاه صادر نشد و نخواهد شد. ميگويند که رهبران بايد مانند مصريان بدون مجوز اعلام تجمع ميکردند و الان هم بايد روزي را براي اين کار تعيين کنند.

اما يک نکته مهم را گويا پس از يک سال و نيم کمي فراموش کرده ايم. رژيم ايران و رهبرش از همان روزهاي انتخابات تصميم قاطع گرفته بودند که با بي رحمي هر چه تمام تر با مخالفان برخورد کنند و کردند و همه ابزارهاي لازم از نيروهاي امنيتي و رسانه هاي تبليغاتي را براي آن هماهنگ کرده بودند. نحوه برخورد سپاه و بسيج با مردم، وجود کهريزک و بازداشتگاه هاي مشابه، بستن کليه ارتباطات بين المللي، دستگيري شبانه هر کس که کوچک ترين ارتباط را با رسانه هاي بين المللي برقرار ميکرد را همه يادمان هست. حال با اطمينان ميتوان گفت که رفتار نيروهاي امنيتي ايران با مردمش در جهان امروز به طرز بي سابقه اي سبعانه بوده و هست و روي ديکتاتورترين رژيم هاي حال حاضر جهان را سفيد کرده است.

در چنين وضعيتي کيست که خود را جاي رهبران بگذارد و دستور مقاومت تا پيروزي بدهد؟ دستوري که ممکن بود و هست که بدون اخذ نتيجه اي به مرگ صدها نفر بيانجامد.

علي رغم بستن بسياري از راههاي ارتباط الکترونيکي بين مردم و رسانه ها، هنور وقايع مصر بصورت بيست و چهار ساعته زنده از شبکه هاي تلويزيوني الجزيره در جهان پخش ميشود. هنوز مردم به راحتي تصاوير مبارک را ميسوزانند و به او علنا فحش ميدهند و نيروهاي انتظامي کاري نميکنند. در آنجا شبانه به خانه کسي نمي ريزند و خود و خانواده اش را به جاي نامعلوم ببرند. درجه آزادي کنوني مردم مصر با آزادي مردم ايران در سال پيش و اکنون اصلا و ابدا قابل مقايسه نيست. همچنين هزينه رفتار ضد حکومت در ايران هزاران برابر آن هزينه در مصر است.

در ايران با رژيمي طرفيم که به هيچ يک از اصول بسيار اوليه حقوق مردم پاي بند نيست و با بي رحمي تمام با شکنجه و اعدام با مخالفينش برخورد ميکند. در چنين شرايطي مقايسه ايران و مصر از اساس اشتباه است. شايد بايد ايران را با کره شمالي مقايسه کرد.